مقاله چگونه یك مدیر عامل موفق شویم pdf

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله چگونه یك مدیر عامل موفق شویم pdf دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله چگونه یك مدیر عامل موفق شویم pdf  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چگونه یك مدیر عامل موفق شویم pdf،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله چگونه یك مدیر عامل موفق شویم pdf :

چگونه یك مدیر عامل موفق شویم
صد روز اول كار شما در مقام یك مدیر عامل، بحرانی ترین زمان كاری است. زیردستان شما با نگاه تیزبینانه، به دنبال یافتن خواسته های ذهنی، ساختار تیم های كاری مورد دلخواه، شیوه های رهبری، نقاط ضعف و ماهیت و شخصیت شما هستند. این مقاله می تواند راهنمای خوبی برای 100 روز اول عمر مدیر عاملی شما باشد. 100 روزی كه بحرانی ترین روزهای عمر كاری شما محسوب می گردد.

– شدت عمل به خرج ندهید و تنها برروی تعداد محدودی از اولویتها تكیه كنید. دقت كنید كه از ابتدا باید بدانید كه این اولویتها چه وقت و چطور باید رعایت شده و استقرار یابند. این اولویتها حداكثر باید در سه یا چهار نكته كلیدی خلاصه شوند.
– در تعیین اولویتهای كلیدی و تكیه بر استقرار سریع آنها بسیار بی رحم و غیرقابل انعطاف باشید و سریعاً، مجموعه ای از وظایف را برای تمركز مدیران خود بر روی این عوامل كلیدی، ترسیم و تدوین كنید به گونه ای كه تحقق این عوامل، اهداف سریع‌الوصول آنها قرار گیرد.

– اهداف اصلی خود را در سازمان، تعیین و ابلاغ نمایید. در بیانیه خود به چرائی آنها اشاره كنید. دائماٌ و بدون تغییر به دنبال تحقق آنها باشید و در 100 روز اول. همواره آنها را توضیح دهید تا همه مدیران را با خود همسو كنید. این اهداف می بایست در 100 روز اول محقق گردد.
– وقتی دستورات و پیشنهاداتی ارائه می‌دهید، به سه موضوعی كه مهمتر از همه آنهاست و بیشترین بازدهی را حاصل می‌نماید. تكیه خاص بورزید. از كمبود و فقدان اطلاعات نگران نباشید. همیشه از آخرین و جدیدترین اطلاعات در دست استفاده كنید. زمانی كه می بایست راهكارهایی را پیشنهاد دهید. فكر بیان آهها نیز باشید. راهكارها می توانند پیچیده، مفهومی یا شفاف و روشن باشند. دقت نمایید كه وضوح آنها می بایست به گونه ای باشد كه در عرض سی ثانیه بتوانید آنها را بیان نمایید.

– اگر خواستید اهداف یا خواسته های مهمی را ابلاغ كنید. تعداد محدودی (حداكثر سه تا پنج موضوع) را مهمتر از همه بدانید و بقیه را با درجه اهمیت كمتری بیان كنید. پیگیری همین تعداد محدود و جمع آوری اطلاعات كامل در خصوص آنها. كافی است و اگر بقیه به نتیجه نرسیدند زیاد مهم نیست.
– برای رسیدن به اهداف و خواسته های مهم خود، تمامی مدیران را بسیج كنید و با یك نمودار گرافیكی كه از اهداف و خواسته های خود ترسیم می كنید و در اتاق خودتان می‌گذارید، در زمان فراخوانی مدیران، نمودار و اهداف خود برروی آن را به آنها گوشزد كنید.

جهش های مثبت در سازمان
– امروزه، پیروزیهای اولیه به افراد انرژی مضاعف داده و توان آنها را در اعمال تغییرات، بالا می برد. اگر شما نتوانید به بعضی از اهداف یا خواسته های خود در صدروز اول نرسید، شكست شما حتمی است. شما باید به چند هدف یا خواسته خود در صدروز اول برسید. این موضوع از ضروریات است.

– در صد روز اول، به زیردستان خود انرژی دهید و توجه آنها را برروی حل مسائل عمده‌ای كه موجب كاهش فروش یا افزایش هزینه است، جلب نمایید. این صد روز، زمان پایه ریزی رشد و تغییرات سازمان و تثبیت خودتان است. این مسئله مهم است كه كاركنان در این صد روز، جهشی چشمگیر را از وجود شما در سازمان مشاهده بكنند.
– به شكل گسترده ای، جهش ها و تغییرات را در قالبهای مختلف به نمایش عموم بگذارید و همیشه بر این نكته تكیه كنید كه وجود شما چقدر در توسعه و جهش سازمان بااهمیت بوده است.
ایجاد تیم مدیریت
– طی صد روز اول، تیم مدیریتی خود را تشكیل دهید و اگر نیاز به تغییرات ساختاری یا انسانی وجود دارد، حتماً آن را انجام دهید. به یاد داشته باشید كه از روز اول، سازمان و هر آنچه كه در آن است ارثیه شما محسوب می شود ولی پس از صد روز، هر چیزی كه در سازمان كم یا زیاد شده باشد، خرید شما برای سازمان است و از چشم شما می بینند. صرفنظر از اینكه سازمان خوب، بد یا افتضاح (فیلم خوب، بد و زشت) شود، شما مسئول آن خواهید بود.

– پس از مدتی، متوجه خواهید شد كه تعداد اندكی از آدمهای سازمان، تمامی كارها را انجام می دهند. یكی از كارهای اصلی شما، تحقیق و یافتن این آدمهاست. طریقه یافتن شما می تواند اعلام رسمی هم باشد ولی این موضوع را به خاطر داشته باشید كه این كار حیاتی است زیرا این چندنفر می توانند تیم اصلی شما باشند تا بتوانید كلیه موانع و مشكلات را از سرراه خودتان و سازمان بردارید.

اجرای طرحها
– در استقرار و اجرا، شدت عمل و سختگیری زیادی به خرج دهید. تغییر نیاز به كار سخت دارد. یك یا چند نفر را پیدا كنید كه متخصص و مسئولیت پذیر باشند. شما موظفید كه برای اهداف و خواسته های خودتان، نقشه كار و طرح اجرایی با زمانبندی دقیق داشته باشید. در طرح خودتان، دقیقاٌ بیان كنید كه چه چیزهایی باید انجام شود و برای هر مرحله به طور شفاف، امتیازبندی قائل شوید. یادتان باشد كه بیان شما می بایست آن قدر شفاف و واضح باشد كه كم سوادترین كاركنان شما متوجه منظورتان شود. برای تحقق تغییرات مورد نیاز در زمان تعیین شده، همیشه یك نفر را به عنوان مسئول ممیزی این طرح، معین كنید. این شخص می بایست بسیار شجاع و نترس باشد. هر دو هفته، تیمهای اجرایی را جمع كنید و از آنها جزئیات كارهای انجام شده را بخواهید. هر شخصی كه كارش را چه در قالب تیم و چه شخصی، به طور كامل انجام نداده، شناسایی و بازخواست كنید تا همه مشاهده كنند كه شما تا چه اندازه، پیگیر امور هستید. یكی از دستورات جلسه بعد، نتایج فعالیت این شخص یا تیم متاخر می باشد.

تفهیم كامل سیاستها و ایجاد وفاق
– اطمینان حاصل كنید كه در این صد روز، چه چیزهایی مهمترین هستند، چه كسانی تصمیم ساز هستند، چه كسانی با مشتری در ارتباط هستند، چه كسانی صاحب فكر و اندیشه هستند، چه حمایتهایی از طرف شما لازم است و شما به حمایت چه كسانی احتیاج دارید.

– سیاستها و فرهنگ سازمانی را كاملاٌ مطالعه كنید. شما موظفید كه “سازمان پنهانی” Shadow Organization یا “گروههای غیررسمی” را شناسایی كنید زیرا یكی از عوامل مهم در پیروزی یا شكست شما محسوب می شود.
– نگاه كاركنان به شماست. با آنها صحبت كنید. برایشان وقت بگذارید. خودتان را پشت میز مخفی نكنید و تابلوی “ورود ممنوع” روی درب اتاقتان نصب نكنید.
– خیلی از كاركنان مایلند كه شما را تحریك كرده تا واكنش شما را ببینند. مراقب باشید و خونسردی خودتان را از دست ندهید.
– تضادها و تعارضهای احتمالی با تغییرات مورد نظر خود را شناسایی كنید. چه كسانی با عقاید شما مخالفند؟ چه كسانی در ایجاد این تضادها، نقش اصلی را بازی می كنند؟ چه كسانی با جان و دل برای شما كار می‌كنند؟ موافقان و مخالفان خودتان را بشناسید. آن وقت، استراتژی و برنامه ای تنظیم كنید كه از موافقان به درستی حمایت كرده و مخالفتها را خنثی نمایید.

– سلامت یك سازمان متكی به رفتار و اخلاق كاركنان است. به رفتار و اخلاق كاركنان توجه كنید. آیا كاركنان متعهد و كاری هستند؟ آیا دلگرمی به كار می دهند و برای پیشرفت، ایده های نو دارند؟ آیا كاركنان دلسوز هستند؟ آیا ضرورت ها را به‌درستی متوجه می شوند و كار را ضرورت اول می دانند؟ و آیا كاركنان، رفتار و اخلاق موثر و موفق دارند؟

روشهای اجرایی و تحلیلی اطلاعات
– اخلاق تهاجمی گردآوری و یافتن اطلاعات را در سازمان اشاعه دهید. به شدت به یافتن، تحلیل و بررسی اطلاعات با رویكرد كاملاٌ اجرایی، تكیه كنید. خیلی از رهبران، از آشكارشدن حقایق، ترس و دلهره دارند. شاید براین عقیده باشند كه اگر بیش از اندازه به حقایق نزدیك شوند، نمی توانند دیگر آنها را ببینند اما بدانید كه كتمان حقایق هم نسخه ای برای شكست شماست. از حقایق نترسید. حقایق را شكار و آشكار كنید.

– تحلیل اطلاعات مبتنی بر حقایق، به مدارك و شواهد بسیار زیادی نیاز دارد. قبل از هر ارائه ای به هیئت مدیره، با اطلاع رسانی نمونه ای به چندنفر، آنها را آزمایش كنید.
– از ابتدا، خیلی شفاف و صریح با جملاتی مثل “حقایق را بگو و تحلیل شما چیست”، توضیح بخواهید و در جریان قرار بگیرید كه اگر اینطور باشد، تصمیمات شما چه در مورد موضوعات كوچك و چه در تصمیمات اساسی، باواقعیت همراه خواهد بود.

– تصمیم گیری نیاز به اطلاعات زیاد و درست دارد. كاركنان را به روش تصمیم‌گیری مبتنی بر حقایق، ترغیب و تشویق كنید زیرا آنها مایلند كه تصمیم مدیرعاملشان براساس حقایق باشد. تعریف چارچوب تصمیم گیری مبتنی بر حقایق، یكی از مهمترین روشهای موفقیت یك مدیر عامل جدید است.

– اگر مایل به افزایش درآمد و سود سازمان هستید، نكات و نقاط پول ساز فعلی را شناسایی كنید. اطلاعات لازم را از فروش، هزینه، دارایی، محصولات و دیگر مبانی و كانالهای اطلاعاتی دریافت كنید. آنها را در یك فایل یا پایگاه اطلاعاتی وارد كنید. اطلاعاتی را به شكلهای مختلف بدستتان می‌رسد، ترتیب بندی و اولویت بندی كنید. آنها را به صورت خوشه ای یا دسته ای، بخش بندی كنید. دسته ها و متغیرهایی كه از وضعیت مناسبی برخوردار نیســتند را مشخص كنیــد. آنها می توانند از یك طرف، مشكلات اساسی شما در كاهش درآمد و فروش باشند و از طرف دیگر، فرصتهای شما برای فروش بیشتر باشند. فرصتها را استخراج و از آنها استفاده كنید

انتخاب و انتصاب یک مدیر خوب در جامعه اسلامی چگونه باید باشد
” انتصاب” در پاره‌ای مواقع به دو صورت انجام می‌گیرد: یا موقت است یا دائم. موقت، مدت زمان‌اش کوتاه است به دلیل این‌‌که عملاً اطمینان حاصل شود که آیا آقای مدیر قادر به وظایف محوله می‌باشد یا خیر، ولی در ” دائم” آقای کارگزین در می‌یابد که آقای مدیر از شایستگی و کفایت داوطلب اطمینان کامل حاصل می‌کند، ولی یک دیدگاه مدیریت و نصب آن در اسلام داریم بالاخص در قرآن کریم سوره‌ی نساء آیه‌ی 58 که به ما دستور می‌دهد امانت‌ها را به اهلش بسپارید. با توجه به این‌که کارگزاران هر حکومتی نماینده آن حکومت هستند و بایستی صلاحیت در شغل خدمت‌گزاری حکومت داشته باشند و به مردم هم عرضه کنند و نیات و تصمیمات متخذه حکومت را به نحواحسن انجام دهند، آیه‌ی فوق الاشاره بیان‌گر این موضوع است در انتصاب صحیح که اگر به طرز درست و علمی انجام پذیرد نتایج مطلوب به دست می‌آید. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: هر کس میان مسلمانان فرمانداری را برگزیند در حالی که می‌داند دیگری نسبت به آن اولویت دارد به خدا و رسول و جمیع مسلمانان خیانت کرده است. در همین خصوص ” مولا علی” امام اول مسلمانان در فرمان خدا به مالک اشتر دستور می‌دهد: افرادی با تجربه را جستجو کن که از خاندان صالح و در اسلام پیشگام باشند زیرا که آنان از نظر اخلاقی برجسته‌ترین و از جنبه‌ی حیثیت قابل اعتماد و کمتر در فکر طمع کاری هستند.

در یک نگاه خصوصیات یک مدیر خوب: 1 – دارای ابداع و خلاقیت یعنی اهل ایجاد و ابداع باشد 2- دوری کردن از اسراف و تبذیر 3- سعه صدر یعنی در کارها و عملکرد صبور باشد 4- اهل عدل و حکم دادن از روی انصاف 5- شجاع باشد که یکی از صفات مهم یک مدیر همین بند 5 است 6- اهل ثبات و مداومت 7- دارای خصیصهی عفو و اغماض بودن 8- اهل ملایمت و ملاطفت بودن 9- از همه مهم‌تر خدا ترس بودن و آخرین نکته که به آن اشاره می‌شود اهل تعاون و یاری کردن مردم باشند، زیرا که انسان از خلق به خدا می‌رسد و خداوند می‌فرماید: که انسان‌ها امانت‌دار او هستند بر روی زمین، که در این‌جا برای یک مدیر شایسته مسئولیتش بیشتر و امانتداریش از دیگران صد چندان می‌باشد. در این‌جا برای یک مدیر خوب تعهد و تخصص دو ویژگی بسیار خوب ملاک عمل می‌باشد. امام علی‌(ع) اولین ویژگی یک مدیر را تقوی مدنظر قرار داده است که بالاترین معیار مدیریت است.

در نهج‌البلاغه امام به مالک اشتر می‌فرماید: ای مالک به آن فرمانده اعتماد کن که پرهیزکار و نجیب است. فرمانده‌یی که باید پرهیزگارترین سپاهیان و نجیب‌ترین افراد باشد. تقوی معیار برتری انسان در اسلام است. از نظر دین مبین اسلام در انتخاب مدیر تأکید بر شایسته‌ترین‌ها بوده است. چنان‌که خداوند تقوی را موجب کرامت انسان در پیشگاه خود دانسته است. در قرآن کریم سوره‌ی حجرات آیه‌ی 13 می‌فرماید «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» تقوی مایه‌ی برکت و متهمن نتایج مطلوب اهداف سازمان است تقوی ضامن اصلاح اعمال در رفتار مدیر و جامعه می‌باشد. ویژگی دیگر از نظر مولا علی امانتداری است.

مسئولیت، امانت است و وظیفه‌ی مدیر امانتداری است. باید امانت را به دست اهلش سپرد. قرآن کریم در سوره‌ی نساء آیه‌ی 58 همین موضوع را بیان فرموده است. لذا بایستی مدیریت را به افراد خیره، آگاه و دارای ارزش‌های لازم سپرد. مسند مدیریت از نظر اسلام امانتی است که به مدیر سپرده می‌شود و او باید از این مسند به عنوان امانت شدیداً مراقبت کند، در غیر این صورت اشد مجازات دارد. معیار دیگر برای یک مدیر علم و آگاهی و تخصص می‌باشد که شرایط اصلی انتصاب مدیر است، یعنی مدیر دانش و علم و آگاهی لازم نسبت به تشکیلات و سازمان خود داشته باشد. اصل عقل ایجاب می‌کند که کار را باید به کاردان سپرد و قبول هم داشته باشیم یعنی مدیر دانش آن کار را داشته باشد و اگر نداشته باشد قطعی است که شکست سازمان و تشکیلات که در آن کار می‌کند به همراه خواهد داشت یعنی اگر مدیر فاقد صلاحیت علمی باشد نمی‌توان برای تصدی مسئولیت و مدیریت انتخاب کرد زیرا اگر فاجعه به بار می‌آورد و جامعه را از هم می‌پاشد.

معیار دیگر تجربه است که مکمل عملی علم و آگاهی مدیریت است پس علم بر تجربه افضل‌ است و تجربه به عقل مدیر می‌افزاید، ولی نظام اسلام در انتخاب مدیر اولویت را به دارندگان تجربه می‌دهد علی‌(ع) در صفاتی که برای مدیریت ضروری می‌داند مجهز بودن به سلاح تقوی و تجربه می‌داند و در نهج‌البلاغه به مالک اشتر می‌فرماید: ای مالک در انتخاب مدیر و کارگزاران خود باتجربه‌ها را انتخاب کن. اوصاف دیگر مدیر قدرت و توانایی که یکی از ویژگی‌های خوب او می‌باشد یعنی آگاهی مدیر براساس مسئولیتی که دارد بر کارش در سازمان مسلط باشد. مولا علی‌(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: ای مردم سزاوارترین شخص به امر خلافت تواناترین مردم و داناترین آنان است. باز هم در این کتاب مقدس می‌فرماید: تنها خیراندیش بودن در مدیریت کافی نیست بلکه توانایی اداره کردن شرط لازم است. از دیگر ویژگی عادل بودن مدیر است. مدیر خوب بایستی عدالت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد و مساوات که همان اصل عدالت است مدنظرش باشد. با این نتیجه‌گیری بایستی دریابیم که اگر غیر این صورت باشد مدیر اسلامی نباید او را خواند و هیچ‌گونه ارزشی برای جامعه اسلامی ندارد.

 

تسلط بر زمان یکی از آرزوهای دیرینه آدمی بوده است. ماشین زمان اثر اچ.جی.ولز یا دور دنیا در هشتاد روز اثر ژول ورن، حکایت از این آرزو و میل مفرط انسان برای تسلط بر این عنصر مهم زندگی و آنچه نحوه استفاده از آن توسط افراد مختلف وجه تمایز موفق از ناموفق است، دارد.

تسلط بر زمان یکی از آرزوهای دیرینه آدمی بوده است. ماشین زمان اثر اچ.جی.ولز یا دور دنیا در هشتاد روز اثر ژول ورن، حکایت از این آرزو و میل مفرط انسان برای تسلط بر این عنصر مهم زندگی و آنچه نحوه استفاده از آن توسط افراد مختلف وجه تمایز موفق از ناموفق است، دارد.

در محدوده کره زمین، جایی که به دلیل راحتی کاربرد، عملاً در زندگی خود به جای فیزیک نسبیت، از فیزیک نیوتنی استفاده می کنیم ،نمی توانیم از زمان پیشی بگیریم یا لااقل تاکنون نتوانسته ایم، و زمان کش نمی آید. در زندگی ما وقت زیادی تلف می شود. زمانی را که می توانیم برای انجام کارهای مفید صرف نموده و بازده زندگی خود را بیشتر کنیم.

شاید اندیشیدن به مفهوم تسلط بر زمان یا مدیریت زمان در نظر بعضی محال و غیرعملی جلوه کند، اما صادقانه بیندیشیم که علیرغم مشکلاتی که در حال حاضر با آنها دست به گریبان هستیم، همین تمایل هر یک از ما به انجام دادن کارها به روشی بهینه، با مسأله مدیریت وقت و زمان ارتباط مستقیم دارد. همچنین بعدی از ابعاد بهره وری مسأله بهره وری زمان انجام کارها، استفاده صحیح از زمان و زندگی کردن با نگرش صرفه جویانه به زمان است. شاید این عبارت را شنیده باشید که «اگر از وقت خود خوب استفاده کنیم، همیشه برای انجام کارهای خود وقت کافی خواهیم داشت.» و این ربطی به این که در کشور ما چقدر از وقت هر یک از ما در ترافیک یا پشت چراغ قرمزها تلف می شود، ندارد. چرا که به هر حال در هرکجا که باشیم مسئول استفاده صحیح از تمام منابع خود به خصوص وقت و زمان عمر خود هستیم.

در فرهنگ یوگا، میزان عمر را مرتبط با میزان تپش قلب و تنفس موجود زنده می دانند و معتقدند که عمر همه موجودات ثابت و مشخص بوده و برابر است و آن عمر عبارت از تعداد معینی تپش قلب و تنفس هر موجود زنده است. حالا بعضی از موجودات زنده مثل مرغ مگس خوار با ضربان قلبی در حدود 300 بار در دقیقه عملاً زمان کمتری زنده هستند تا یک فیل با 30 بار ضربان قلب در همان زمان، البته تحقیقات پزشکی جدید نیز درستی و صحت این نظریه را مورد تأیید قرار می دهد. شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد که بهره وری هر یک از ما از عمر و وقتمان ارتباط مستقیمی با هیجانات و تنش های عصبی دارد که با آن دست به گریبان هستیم و این توجیهی است برای بالا بودن میزان سکته قلبی و مرگ و میر زودرس در میان افرادی که به دلیل تخصص و مسئولیت ارزش زیادی برای جامعه دارند و عمدتاً در رده های مدیریتی از هر نوع، علمی تا اقتصادی و بازرگانی انجام وظیفه می کنند.
اگر مدیریت را به مفهوم رهبری، هدایت صحیح نیروها و مصرف به جای منابع موجود بدانیم، هر یک از ما بدون توجه به موقعیت زمان، خواه کشاورز باشیم، یا متخصص، یا مدیر یک سازمان تجاری، در درجه اول مدیر وقت، عمر و نیروی خود هستیم.

حتماً تاکنون شکایاتی از این قبیل داشته یا شنیده اید که:
– با توجه به حجم روزافزون کارهای ارجاع شده، هیچ تعجبی ندارد که نمی توانم کارهایم را به روز برسانم.
باز هم ناچارم روز تعطیل خود را هم به کار اختصاص دهم.
– برای آن که یک کار معین را انجام دهد، باید چندین بار به او یادآوری کنم.

– او از من خواست که گزارشم را دوباره تنظیم کنم. چرا از اول نمی گوید که در چه موردی گزارش می خواهد.
آیا در همین هفته گذشته تعابیر و کلمات مشابهی را نشنیده اید؟ چرا تمام این گلایه ها شبیه به هم به نظر می رسند؟ و چرا تا این حد در ارائه پاسخی صحیح و کارگشا فرو می مانیم؟ به نظر می رسد که تمام این شکایات اساساً به این امر مربوط می شود که ما چگونه وقت و زمان خود را سازماندهی و مدیریت می کنیم و ضعف سازماندهی عمومیت دارد و دست آخر می بینیم که این کار خیلی ساده شامل تعیین اهداف، تعیین اولویت ها، برنامه ریزی و از همه مهمتر، انجام کارهاست و اگر این ضعف مدیریت و ضعف در مقابل زمان تا این حد عمومیت دارد فقط و فقط ثابت می کند که هر یک از ما می توانیم و باید متخصص مدیریت زمان خود باشیم.

زمان به عنوان یک منبع پایان پذیر
در درجه اول باید به خاطر بیاوریم که زمان یک منبع قابل توجه و حیاتی است! یا به عبارت دیگر وقت طلاست. نیازهای ما، نژاد، سطح اجتماعی، جنس و سن ما یا هر گونه وجه تمایز دیگرمان، هر چه باشد برای هر یک از ما، زمان یک عامل اساسی و مهم و محدودکننده در رسیدن و دستیابی به هر هدفی است. نمی توانید آن را کرایه کنید. بخرید و یا اجاره دهید! در عین حال بیش از 24 ساعت در هر شبانه روز نمی توانید داشته باشید و هرگز نمی توانیم بر حسب مفاهیم اقتصادی، منحنی افزایش زمان نسبت به روز را رسم کنید. ذخیره هر یک از ما از زمان کاملاً غیر الاستیک است. بدون توجه به این که نیاز شما تا چه حد فوری و ضروری است. نه می توان آن را ذخیره کرد و نه میزان آن را طبق نیاز روز افزونتان افزایش دهید. زمان تماماً و کاملاً کالایی تجدیدناپذیر است. نمی توان آن را در فریزر، گاوصندوق بانک یا هر جای محفوظ دیگر ذخیره کرد، یا به طرق مختلف مصرف آن را مشابه روش به کار رفته جهت مقابله با روند

فرسایش خاک آهسته نمود. زمان جابه جایی ناپذیر است. هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. برخلاف پلاستیک ها و برخلاف جایگزینی روبوت ها به جای نیروی انسانی.
از لحاظ بیولوژیک، ما انسانها برای مدیریت زمان به خوبی سازماندهی نشده ایم. در یک اتاق کاملاً تاریک و دربسته که از پنج حس خود محروم می شویم به زودی حس گذر زمان را از دست می دهیم. بسیار جالب است که احساس ملالت و کسالت یا بیکاری زمان را طولانی می کند و هیجان ها و ضرب الاجل ها آن را کوتاه می سازند. بسیار عجیب است که برعکس سطح بیکاری روزافزون کشورها و نیاز روزافزون افراد بشر به استراحت بیشتر و کاهش ساعات کار، بسیاری از مدیران هنوز ساعات متمادی کار می کنند و از عواقب نبردی بی رحمانه برای انجام همه کارها به دست خودشان آسیب می بینند و رنج می کشند.

زمان و دنیای در تغییر

زمینه کار مدیریت سریعاً تغییر می یابد. بنابراین در عین این که باید بتوانیم به عنوان یک مدیر وظایف اساسی خود را در حال حاضر انجام دهیم، باید بتوانیم خود را با دنیایی که سریعاً در حال تغییر است وفق داده و باید مفاهیم جدیدی را یاد گرفته و مفاهیم دیگری را فراموش کنیم و برای انجام تمام این کارها باید زمان و وقت خود را خوب و دقیق سازماندهی و مدیریت کنیم تا بتوانیم از عهده دنیای جدید شجاعمان(1) برآییم.

مدیر یک شعبه بانک به عنوان مثال، مسئول فروش انواع خدمات گوناگون به مشتریانی بسیار متنوع، حقیقی و حقوقی می باشد. آن هم در بازاری بسیار پیچیده که رقابت هر روز در آن شدیدتر می شود و در عین حال باید خود را با نوآوری های بسیار پیچیده تکنولوژی سازگار کند. چنین وضعی فقط اختصاص به این شخص با این شغل ندارد. زمینه کاری هر یک از ما با چنین تغییرات شدیدی روبه روست، یا در آینده با آن مواجه خواهیم شد. در عین حال، در تحلیل نهایی مسأله، این مسئولیت شخصی هر یک از ما است که خود را جهت استفاده صحیح از زمان متعهد کنیم تا از عهده چنین تغییراتی برآمده و به موفقیت های مناسب دست یابیم.
راجع به سه نفر، ترجیحاً سه مدیر که می شناسید فکر کنید. با استفاده از جدول یک، چهار زمینه کار و پیشرفت برای هر یک بنویسید که باور دارید به آنها کمک می کنید تا به نحو مؤثرتری عمل کنند.

به این ترتیب شما اولین قدم را برای تمرین مدیریت زمان برداشته اید. با انجام کارهایی مثل سازماندهی کارها، برگزاری ملاقات ها، بازدید ها، خارج کردن چیزهای غیرضروری از روی میز کارها، مشاوره دادن و ;
نتایج یک تحقیق روی بیش از 1300 مدیر در اروپا نشان می دهد که ضعف عمومی، ضعف در اولویت گذاری است. علی رغم ساعات طولانی کار، تنها 47 درصد زمان واقعی کار به فعالیت های مدیریتی اختصاص دارد. قسمت اعظم زمان باقی مانده، صرف انجام کارهای کارمندان زیردستشان می شود. کارهایی آشنا و بسیار کم خطرتر غیرمدیریتی که مدیران طی سالها کار عادت کرده اند انجام دهند. هزینه زمان تلف شده مذکور رقمی معادل 20000 پوند در سال است. البته به استثنای هزینه های استخدام و آموزش که معادل 85 پوند در روز یا 11 پوند در ساعت است. که نیاز شدید به استفاده بهینه از زمان و تغییر رفتار را آشکار می سازد. پس به خاطر بسپارید که زمان کافی برای تکمیل مهمترین موضوعات یا به عبارت بهتر اصلی ترین وظایف تان باید کنار بگذارید.

اکنون به بررسی شش موضوع که به فهمیدن چگونگی استفاده هر یک از ما، از زمان کمک می کند،می پردازیم.
اهداف
چه هدفهایی را برای زندگی خود تعیین کرده اید؟ آیا تاکنون به این موضوع اندیشیده اید؟ باید در این مورد صریح برخورد کنید. اگر تاکنون اهدافتان را معین نکرده اید، برای یک بار هم که شده، هم اکنون آنها را روی کاغذ بیاورید. با نوشتن اهداف، آنها را کشف می کنید. بله، کشف می کنید که دقیقاً چه می خواهیم و انگیزه تان در رسیدن به اهداف تقویت می شود و استفاده دقیقه به دقیقه شما از زمان معنا می یابد. اهداف زندگی هر شخص با دیدگاه ها، مقاصد و اعتقادات وی ارتباط تنگاتنگ دارد. پاسخ به سؤالات زیر کمک می کند تا به روشی که طبق آن زمان و وقت خود را مورد استفاده قرار می دهید، تمرکز یابید.

– دوست دارید سه سال آینده کجا باشید؟ و در آن موقع دوست دارید وضعتان چقدر با امروز متفاوت باشد؟
– اگر به یقین می دانستید که تا شش ماه بعد در اثر حادثه ای ناگهانی خواهید مرد، تا آن موقع چگونه زندگی می کردید؟
و اکنون:
– ده سال پیش کجا بودید؟
– دوستان و معاشرین شما چه کسانی بودند؟
– اگر کسی آن موقع از شما می پرسید «ده سال بعد چه وضعی خواهید داشت، چه پاسخی
ی دادید؟

– آیا امروز همان وضع را دارید؟
– به نظر خودتان امروز را چگونه باید بگذرانید تا فردایی مناسب داشته باشید؟
– آن فردای مناسب را چگونه ترسیم می کنید؟

به خاطر بسپارید که هدف گذاری یک فعالیت همیشگی است که مطمئناً نیازمند به روزآوری اهداف، ثبت و اولویت گذاری و دوره و مرور منظم هر دو نوع اهداف کوتاه مدت و بلند مدت می باشد. دست کم هر شش ماه اهداف خود را مرور کرده و آنها را (در صورت نیاز) مورد اصلاح قرار دهید. چرا که با حرکت در مسیری منظم ممکن است متوجه شوید دیگر اهدافی را که ثبت نموده بودید، آن ارزش اولیه را ندارند و نیازمند اصلاح آن هستید.

دریافت این فایل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید